مسافرت تهران

هفته پیش با قطار از شیراز رفتیم تهران دیدن مامان جون و بابا جون بابایی و دو تا عمه جون.موشی مامان اولین بار بود که سوار قطار میشد کلی ذوق زده شده بود و خوشحالی میکرد و مدام می خواست بره چایی بگیرهنیشخند

وقتی به امیرعلی میگم مامان جون لیمو چه مزه ای میده میگه ترشه قیافشم اینجوری میکنهخنده

اینم عکس های تهران که موشی رو بردیم وسایل بازی تیراژه.جیگر مامان ماشالله همه وسایل ها رو سوار شد و خسته هم نمیشد لازم به ذکره که با شروع سرما چون مجبوریم کلاه بذاریم سرش و دائم موهاش رو از زیر کلاه میخاروند مجبور شدیم موهای بور و خوشکلش رو کوتاه کنیمناراحتناراحتناراحت

قربونت برم که عاشق موتوری و هام هام میکردی

اینم پسرک سوارکار مامان

وروجک من اینا توپ بولینگه واسه شما سنگینه شما که نمیتونی بلند کنی....نیشخندخوب غذا بخور تا زود بزرگ شی بتونی بولینگ بازی کنی

با کلی وسایل دیگه هم بازی کرد که اگه میخواستم عکس همه رو بذارم خیلی میشد خسته نباشی مامانی اینقدر بازی کردی...آخرشم دیگه یاد گرفته بود خودش کارت میکشید واسه وسایل بازی ها....

/ 7 نظر / 20 بازدید
عينک ريبن

لطفا از سايت بهترين و مدل هاي عينک رين ديدن فرماييد

فروغ

سلام بر مامان امیرعلی و امیرعلی نازنین خوشحالم که سفر بهتون خوش گذشته ان شاا.. همیشه به گردش و شادی ای جونم امیرعلی قطار سوار شده.عکساتم عالیه خصوصا عکس اولی[قلب][ماچ][قلب]

mina

قربونش برم چه قدر بازی کرد از بعضی بازی ها هم میترسید به زور من رو همراه خودش میبرد داخل[نگران][نگران] خیلی زود رفتین خیلی جاتون خالیه[ناراحت]

مرضیه

هزار ماشاءالله خدا حفظش کنه.

مامان رادین

ای جون دلم عزیزم خدا براتون حفظش کنه هزار ماشالا ممنون به ما سرزدین بازم بیاید خوشحال میشیم[بغل][قلب][بغل][بغل]

خاله غریبه

الهی جیگررررش [قلب][ماچ]

فروغ

سلام مریم جان خوب هستید؟ امیر علی جونم خوبه؟ پس کی آپ میکنید؟؟؟؟[سوال][سوال] امیرعل جون رو هم ببوس