محرم 93

موشی مامان روز عاشورا سرما خورده بود حالش خوب نبود نذاشت درست لباس تنش کنیم و عکس بگیریم این دو تا رو هم به زور گرفتیم ازشناراحتناراحت

اینجا حالش یه کم بهتر شد با مامان جون(مامان بابایی) و عمه جونا داشتیم میرفتیم عزاداری...

اینجا هم نذری گرفته بود کلی خوشحال بود به هیچ کس هم نمیداد

 

/ 7 نظر / 15 بازدید
فروغ

سلام مريم جان.آخي عزيزم بلا به دور ان شاا.. هميشه تنت سالم و لبت خندون باشه.چقدر دو عکس اول مظلوم افتادي دلم سوخت[نگران]

mina

الهی من قربون اون خنده هات بشم عزیز دلم فدات شم.ان شالله همیشه لبت خندون باشه عشق من.دلم براتون خیلی تنگ شده ایشالله به زودی بیاید تهران پیشمون[ماچ][ماچ][ماچ]

خاله غریبه

وای عزیزم الهی جیگرش . ایشالا بلا ب دور باشه ازش و همیشه سالم باشه .... ا

مامان رادین

سلآم عزیزم خوبید؟ایشالا دیگه موشی خوشگلم مریض نشه و همیشه سالم و سلامت باشه عزاداریهاتم قبول باشه عزیز خاله [قلب]

مرضیه

عذا داری ها قبول حق

مرضیه(مامان سه جوجه طلایی)

سلام هزار ماشاءالله به این گل پسر ناز و قشنگ. راستی ما هنوزم رأی کم داریم . میشه بازم روی شما حساب کرد . عدد 28 به شماره 1000891010 ارسال کنین لطفا