خاطرات 3 سالی که گذشت...بخش اول

به درخواست عمه مینا که دلش واسه خاطرات این 3 سال که به قول خودش خیلی زود گذشت تنگ شده بود تصمیم گرفتم مروری بر خاطرات شیرین این سه سال کنم و عکسای خوشکلمو از ابتدایی که با اومدنش شادی و نشاط و برکت رو به خونمون آورد بذارم (البته این عکسها رو تا حالا نذاشتم)خدا رو شاکرم واسه وجود تنها گل باغ زندگیمون...قلبقلب

عکس های به دنیا اومدن امیرعلی در بیمارستان اردیبهشت شیراز

نوزادی امیرعلی

قربون دستات بره مامانی..قلب

خوابیدن موشی مامان...

افتادن بند ناف

قنداق کردن

دعا کردن و خدا رو شکر کردن گل پسرم

امیرعلی در میان angry birds

/ 3 نظر / 138 بازدید
فروغ

سلام مریم جون آخی عزیزم چقدر کوچولو بوده[بغل][بغل][بغل] هزار ماشاا.. به امیرعلی گلم که روزبه روز خوشگل تر از دیروزه میبوسمت عزیزم[قلب][قلب][قلب]

فروغ

مریم جون سال نو پیشاپیش مبارک ان شاا.. سال خوبی داشته باشید و همه لحظات 365 روز سال پیش رو براتون پر از شادی و سلامتی باشه ان شاا.. بهترین ها در تقدیرتون رقم بخوره و به بهترین ها دست یایبد.لحظه تحویل سال ما رو هم از دعای خیرتون بینصیب نذارید خوشحالم که در سال 93 دوست خوبی مثل شما پیدا کردم ان شاا.. در سال جدید دوستیمون پررنگتر و پابرجا بماند و من این آَشنایی رو از اتفاق های خوب سال 93 میدونم.از همین جا سال جدید رو بر شما و خانواده محترمتون و عمه مینای مهربون تبریک میگم[گل][گل]

mina

چه روزهای خوبی بود چه قدر با اومدنت خوشحال شدیم.بهترین روز زندگیم بود وقتی به دنیا اومدی و واسه اولین بار دیدمت.یادش به خیر مامان جون(مامان خودم) از ته دل ذوق میزد.برق رو توی چشماش میدیم.با اومدنت همه حس و حال خوبی داشتن.انشالله همیشه سالم باشی و با موفقیتات بازم دل همه رو شاد کنی