یادی از نوزادی

اینجا خونه مامان جونه مامانی هست و موشی مامان به یاد دوران نوزادیش به مامان جون گفته بوده که من جایزه میخوام مامان جون گفته چی میخوای بردتش تو اتاق گفته از بالای کمد کریر رو واسم بیار میخوام توش بخوابم قربونت برم که دلت واسه دورانی که نی نی کوچولو بودی تنگ شدهماچ

اینجا هم بهانه گرفته بودی که حتما میخوام توی کریر  بخوابم

آخرم همینجا خواب رفته بودی......

 

/ 12 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فروغ

ای جووووووووووووووونم چه خوشمزه هم خوابیدی.ببین چه جوری جمع شده تا تو کریر جا بشه.هزار تا بوس برای امیرعلی گلم

mina

وای وای نگاش کن چه قدر خودشو لوس کرده فسقلی..بچه که از هر دو طرف تک نوه باشه همین میشه دیگه.[ماچ] الهی من قربونش.برم با این پاهای کپلش.بووووووس

عرفان

خدا واسه بابا و مامانش و دایی سعیدش حفظش کنه[گل]

سعیده

عزی ی ی ی ی زم چه ناز خوابیده. هزار ماشالله. دلم براتون تنگ شده مری جون بوووووووس

مامانی

سلام گلم..چه پسمل نازی داری خدا حفظش کنه....برای ماهم دعا کن

زهرا

عزززززززززيزم دلم براش يه زره شده ......:-(

مامان بابایی

قربون شکلت برم عزیز دلم با این ادا واطوارات[ماچ]

خاله غریبه

خدااااای من کلی دلم تنگولیده بود واسش عزیزززم چه لوووسه اقا جیگوله خدا حفظش کنه [قلب][بغل]

عاطفه

سلام خیلی ممنونمممممممممممم خیلی خوشحالم کردی بهم سر زدی اینروزا خیلی بهترم و خدا با لطفش منو آروم کرده امید به خدا میخوام دوباره یه نی نی رو دعوت کنم تو دلم التماس دعا