خاطرات این 3 سال بخش دوم

اینجا موشی مامان یکم بزرگتر شده بود

ان شالله پسرم بره مکه حاجی شه

اینم یه ماچ حسابی.....

این پتوی آبی رو خیلی دوست داشتی توی مسافرت گم شدناراحت

دروازه قرآن شیراز

اینم عکس با کالسکه که خیلی کم ازش استفاده کردیم موشی زیاد بهش علاقه نداشت بیشتر آقاجون موقع غذا دادن بهش ازش استفاده میکرد{#emotions_dlg.e28}

/ 2 نظر / 55 بازدید
خاله غریبه

عزیزززززم ماشالا . خدا حفظش کنه . چشاشو خدای من جیگولهااااا

mina

الهی قربونت برم ان شاالله بری مکه حاجی بشی.فدای اون چشمای نازت بشه عمه.خوشکل من خدا از چشم بد دور نگهت داره[ماچ]