خاطرات کودکی بخش سوم

این ژاکت رو خاله بابایی از لندن واسه امیرعلی فرستاده..قلب

عکس با روروک

ماست خوری تو بغل بابایی

این چه مدل خوابیدنه آخه...نیشخندخنده

یه چند تا عکس خوشکل تو تختت داری اینا رو هم بذارم عاشق این عکسام.قربون خنده هات بره مامانی

واسه چی ناراحتی مامانی...آخی زمانی که داشت دندونت در میومدهگریه

اینجا تازه میتونستی بشینی

 

/ 4 نظر / 34 بازدید
mina

قربونش برم الهی چه زود بزرگ شد ماشالله[قلب][ماچ]

فروغ

ان شاا.. عکس های دامادیش رو اینجا بذارید[قلب]

خاله غریبه

الهی جیگر خابیدنش فقط . وای کپلک نفسی بودهااااا عجیبه ک نخوردینش خیلللی خوشمزس*

فروغ

لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن روزهایت رنگارنگ سال نو مبارک . . .