هفته پیش تولد دوست امیرعلی بود و با هم رفتیم خونشون تولد.بچه ها انقدر اذیت کردن و دویدن که همه خونه رو به هم ریختن...ولی خیلی خوش گذشت

موشی هم انقدر پریده و با بچه ها بازی کرده پیرهنش از شلوارش اومده بیروننیشخند 

لحظه برف شادی و شور و شوق بچه ها 

این دو تا رو هم مامان علی جون برا بچه ها درست کرده بود