نفس مامان امروز اومد توی بانک سر جای من نشست و کلی خوشحال بودلبخند

اینم از مهر زدن پسرم..

این روزا نفس مامان خیلی شیطون شده..دیروز گوشیمو برداشته میبینم داره تایپ میکنه بهش میگم داری چیکار میکنی میگه دارم پیام میدمهیپنوتیزمنیشخند تازگیا از آقاجون یاد گرفته میگه یا علی یا زهرای اطهر..چشمک 

اینجا هم حسابی خسته شده بود خواب رفت...قربونت برم که تو خواب مثل فرشته ها میشی عزیزمماچ

پارک  پارک  بازم پارک.......هوا خوب شده و ما هر عصر باید گل پسرو ببریم پارک.خسته نشی یه وقتا مامانیزبان