چند مدت بود به خاطر اسباب کشی نتونستم وبلاگ رو به روز کنم اما به جاش کلی عکس گذاشتم پسر خشگلم الان دو سال و نیمه شده و چند روز پیش یه روز پر کار داشته که توی عکسا میبینید  اینجا توی استخرش مدل شناگرهای ماهر دست و پا میزد

اون روز چون زیاد توی آب بود و آب بازی کرد کف پاهاش چروک شده بود و از اونجا که پسرم خیلی روی زیباییش حساسه  دقیقه ای یه بار پاش رو به من نشون میداد و با ناراحتی میگفت پیر(یعنی پام پیر شده).نیشخندنیشخند

 

بعد از ظهر هم رفتیم خونه مامان جون مامانی روی مبل مینشست و دایی جون واسش توپ مینداخت که سرش رو بگیره بالا ازش عکس بگیریمو کلی میخندید.راستی این تیشرت وشلوارک رو دایی وحید از مشهد واسش سوغاتی آورده.....زبان

اینجا هم رفت رو شونه آقاجون(بابای مامانی)

اما این داستان ادامه داشت...آخه باز بهانه ددر گرفت و مجبورمون کرد به بیرون رفتنناراحتناراحت و اون روز حسابی خسته شد اینم عکساش